تبليغاتX
رد پا در آسیای مرکزی

رد پا در آسیای مرکزی

وال استريت

انحراف مسیر جنبش اشغال وال‌استریت؛ مهم‌ترین تهدید پیش ‌رو

آمریكا در مسیر خاموش كردن تظاهرات و جنبش‌های مردمی و تغییر دادن مسیر آن‌ها تجربه‌های خوبی دارد و آنچه در حال حاضر این جنبش را تهدید می‌كند، این است كه مسیر این جنبش به سویی پیش رود كه بازهم به ضرر مردم و به نفع ثروتمندان و افراد ذی‌نفوذ باشد.

به گزارش رحماء مرضیه هاشمی، مجری ارشد شبكه خبری پرس‌تی‌وی از لوییزیانای آمریكا، در نشست «بررسی جنبش تسخیر وال‌استریت» كه در دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد، با بیان این مطلب گفت:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 10:43  توسط منادی  | 

حضور اسرائیل در مناطق همجوار ایران در دو دهه اخیر


نويسنده: ليلا مميز‏ / كارشناس روابط بين الملل

بیان مساله :

در دوره جنگ سرد به دلیل توازن قوای بین ابر قدرتها ، حریم حضور و نفوذ آنها پیرامون ایران نیز به سختی تغییر می نمود ، در نتیجه نوعی امنیت ناشی از رقابت دو ابر قدرت بر ایران تحمیل شده بود . ولی با فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد این الگو تغییر کرد و شرایط به جهاتی به نفع برخی قدرتهای منطقه از جمله اسرائیل رقم خورد و زمینه ساز حضور اسرائیل در مناطق همجوار ایران گردید .
این وضعیت با اشغال افغانستان و عراق به وسیله امریکا در سالهای بعد به دلیل هم جهتی اسرائیل با امریکا و حضور اقتصادی اسرائیل در جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز سبب تشدید حضور فیزیکی اسرائیل در اطراف ایران شد . در واقع اسرائیل با حضور در مناطق همجوار ایران به دنبال سیاست گسترش ارضی ، مشروعیت جهانی و منطقه ای خویش است .
بر این اساس می توان گفت که این گفتار در صدد یافتن پاسخی مناسب برای این سوال است که :
اسرائیل چه اهدافی از حضور در مناطق همجوار ایران دنبال می کند و چگونه به این هدف تسری یافته است ؟
به نظر می رسد که هدف اسرائیل از حضور در مناطق همجوار ایران ، فشار و محاصره بر جمهوری اسلامی ایران و دستیابی بر حوزه های نفت و گاز منطقه و انتقال انرژی است . علاوه بر هدف فوق اهداف بلند مدت دیگری نیز دنبال می کند که عبارت است از :
• تدوام تبلیغات ضد ایرانی برای توقف کامل برنامه غنی سازی ایران
• تحرکات نهادهای اطلاعاتی و امنیتی مانند موساد در مناطق غربی کشور برای تشویق قومیت گرایی و ایجاد نا آرامی های قومی در کردستان و خوزستان با هدف مقدمه چینی برای بروز جنگ داخلی به دنبال بمباران هوایی نیروهای اسراییلی یا امریکایی .
• کارشکنی هایی در عراق برای تضعیف روابط ایران با بغداد
• بمباران مراکز اتمی و پشتیبانی نظامی – امنیتی ایران از سوی اسرائیل یا امریکا ، یا به طور مشترک با برنامه ریزی پنهانی دو کشور .
در این گفتار تلاش شده است تا در ابتدا عوامل اثر گذار بر سیاست خارجی اسرائیل تشریح و سپس اهداف ، روند حضور و تثبیت نفوذ اسرائیل در مناطق همجوار ایران توضیح داده می شود .

 

1- عوامل اثر گذار بر سیاست خارجی اسرائیل :

سیاست خارجی اسرائیل نه تنها به تعیین و حفظ مرزهای فیزیکی دولت یهودی در آینده تبدیل می شود ، بلکه به مسئله حدود سیاسی صهیونیسم نیز توجه ویژه دارد . که در واقع این سیاست نشاٌت گرفته از سیاست گسترش طلبی ارضی است . همچنان که در ایده های تئودور هرتزل از بنیان گذاران اولیه رژیم صهیونسیتی اشاره شد ، رژیم صهیونیستی ماهیتاً و ذاتاً رژیمی گسترش گرا محسوب می شود .
همچنین نقش عواملی مانند ایدئولوژی ، نفوذ گروههای فشار و دیدگاههای شخصی رهبران اسرائیل در سیاست خارجی دولت یهودی با اهمیت است . همچنین در بین رهبران اصلی اسرائیل در مورد وابستگی فرآیند تعیین و اجرای سیاست خارجی بر اساس ملاحظات امنیتی و نیز اهمیت حفظ و گسترش « رابطه ویژه با ایالات متحده » و نیاز به رابطه با غرب اتفاق نظر وجود دارد .
بر این اساس اسرائیل از بزرگترین دریافت کنندگان کمک های خارجی اقتصادی و نظامی واشنگتن بوده است .
از عوامل دیگر اثر گذار بر سیاست خارجی اسرائیل می توان به تهدیدات ناشی از اختلافات اعراب و اسرائیل اشاره کرد که این اختلافات از دید تصمیم گیران دولت یهودی در سه حلقه قرار می گیرد و هر کدام به نحوی بر سیاست خارجی اسرائیل اثر می گذارد :
در مرکز این حلقه ها رابطه با فلسطینی ها ، در حلقه میانی رابطه اسرائیل با دولتهای هم مرز مصر ، اردن و سوریه و در حلقه بیرونی رابطه اسرائیل با دولتهای حامی فلسطین در خاورمیانه ( ایران ، عراق ، عربستان ، لیبی و سودان ) که از لحاظ جغرافیایی دورتر واقع شده اند ، قرار دارند .
برآورد اسرائیل از تهدید هر یک از این کشورها به میزان شدت دشمنی ، مسائل مورد اختلاف طرفی و راههای موثر موجود برای مقابله با آنها بستگی دارد . اهمیت معاهده های صلح دو جانبه با مصر و اردن نباید نادیده گرفته شود ، اما استراتژیست های اسرائیلی هنوز با این فرض برنامه ریزی می کنند که هر یک از این دشمنان و رقبای منطقه ای آنان ممکن است به طور یک جانبه یا با همکاری یکدیگر با توسل به زور در صدد تضعیف و حتی نابودی اسرائیل باشد .
در نتیجه ، در استراتژی امنیت ملی آنها حفظ و توانایی غیر متعارف ( به ویژه اتمی ) ، سیاستهای تهاجمی به جای تدافعی ، انتقال جنگ از قلمروی خودی به خاک دشمن و حمله پیشگیرانه در صدر اصول راهنمای تصمیم گیری سیاست خارجی قرار دارد .
استراتژی حمله پیش دستانه در جنگ 1967 و در عملیات نظامی برای تخریب نیروگاه اتمی اوزیراک در نزدیکی بغداد در 1981 و نیز سیاست ترور شخصیت های و رهبران گروهها و دولتهای مخالف مانند بمباران مقر ساف در تونس در 1985 با هدف ترور عرفات ، کشتن خلیل وزیر ( ابوجهاد ) در آوریل 1988 ، ترور سید عباس موسوی ، رهبر حزب الله در 1992 در راستای اجرای این سیاست بوده است .
سیاست خارجی اسرائیل بدون توجه به تحولات سیاسی در خاورمیانه همواره تحت تاثیر یک دیدگاه رئالیستی نسبت به همسایگانش قرار داشته است و در چارچوب یک ساختار تصمیم گیری سلسله مراتبی معطوف به مسائل سیاسی و امنیت ملی تعیین می شود .اسرائیلی ها بر این باورند که این رهیافت سیاست خارجی با تاکید بر حفظ یک نیروی نظامی مقتدر ( میلیتاریسم ) مجهز به جنگ افزارهای پیشرفته همراه سیاست غیر شفاف اتمی آنها در محیط امنیتی غیر دوستانه خاورمیانه نه تنها به بقای اسرائیل منجر شده و برایشان امنیت به ارمغان آورده ، بلکه باعث شده است بیشتر کشورهای عرب ناخواسته وجود اسرائیل را در منطقه بپذیرند .
در واقع نیاز مبرم اسرائیل به کمک های اقتصادی ، سیاسی و نظامی غرب باعث شده است اسرائیل به جای برقرای رابطه با کشورهای همسایه نزدیک ، با کشورهای فرامنطقه روابط مستقیم و آشکار داشته باشد و تنها به طور سری و پشت پرده با برخی از کشورها و گروههای اقلیت خاورمیانه تماس هایی برقرار کند .عواملی مانند پایان جنگ سرد ، فروپاشی شوروی ، جنگ خلیج فارس ، هژمونی امریکا ، رشد جنبش های اسلامی و انتفاضه ، متغیرهای منطقه ای و بین المللی تاثیر گذار بر رفتار سیاست خارجی اسرائیل در دو دهه اخیر بوده است . البته ماهیت نظام سیاسی اسرائیل را نباید نادیده گرفت . در واقع این عوامل باعث شده ، محیط استراتژیک اسرائیل در دو دهه اخیر به سوی ائتلاف های جدید ، غلیظ شدن مفهوم امنیت غیر نظامی و استراتژی اقتصادی سوق داده شود و در نتیجه همین برداشت ، سیاست اسرائیل بیشتر متمایل به ایجاد حوزه های نفوذ و مهار نیروهای ضد اسرائلی مثل ایران در منطقه شود .
از رهگذر همین سیاست ، اسرائیل در اطراف ایران حضور یافته است .

2- روند حضور و تثبیت نفوذ اسرائیل در مناطق همجوار ایران :

یکی از مناطق مورد نظر اسرائیل کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز است . در پی فروپاشی شوروی ، اسرائیل با برقرای روابط با کشورهای مستقل مشترک المنافع آسیای مرکزی و قفقاز نشان داده است که هدف سیاست جدید اش در خاورمیانه تبدیل این منطقه به حوزه های نفوذی برای تاثیر گذاری بر سر نوشت آینده دولت یهودی است . اسرائیل از نخستین کشورهایی بود که استقلال کشورهای آسیای مرکزی را به رسمیت شناخت .
از دلایل جذابیت و اهمیت آسیای مرکزی برای تل آویو عبارت است از :
1- دارا بودن منابع طبیعی فراوان از جمله منابع استراتژیک انرژی
2- وجود نیروی کار ارزان و ماهر
3- وجود بازار بزرگ و پر رونقی برای صادرات کالاهایی چون پلاستیک ، مواد شیمایی و ماشین آلات
4- وجود یهودیان در این کشورها مانند یهودیان بخارا
5- برخورداری از موقعیت جغرافیایی در مجاورت ایران که از این طریق به مبارزه با اسلام گرایی و تروریسم می پردازد . زیرا به دلیل وجود زمینه های مذهبی و دینی در افکار عمومی مردم منطقه قفقاز و آسیای مرکزی و زمینه های همگرایی میان ایران و مردمان آن منطقه خطر اسلام گرایی وجود دارد که تهدیدی جدی علیه اسرائیل است .
دولت های واشنگتن و تل آویو تلاش می کنند این کشورها را سکولار نگه دارند و مانع از اتحاد آنان با ایران اسلامی شوند .
اسرائیل با اتحادیه اروپا ، ایالات متحده امریکا ، کانادا ، جمهوری چک ، لهستان ، اردن و ترکیه قرار دارد . تجارت آزاد منعقد و به دولت های این منطقه پیشنهاد کرده است به عنوان واسطه ای برای دسترسی آنها به بازارهای جهانی در نظر گرفته شود . برای مثال تجارت قزاقستان و اسرائیل در سال 2001 به 17 میلیون دلار رسید یا از زمان استقلال ازبکستان تا 2001 ، شرکتهای اسرائیلی 45 پروژه مشترک مانند طرح تولید فن آوری انرژی « پاک » و طرح کاربرد بهینه زمین های کشاورزی را با ازبکها آغاز کردند .
در قفقاز نیز اسرائیل به دنبال برقراری روابط دوستانه نزدیک با جمهوری های آذربایجان و دیگر جمهوری هاست . از اوایل دهه 1990 روابط گسترده ای در زمینه های تجاری ، فرهنگی ، آموزشی و امنیتی بین این کشورها آغاز شده است . به خصوص روابط آذربایجان با اسرائیل در سالهای اخیر سرعت بیشتری پیدار کرده است . هم اکنون سرمایه گذاران اسرائیلی در بخش های مختلف اقتصادی آذربایجان فعالیت می کنند . شرکت اسرائیلی تلفن همراه باکس بعد از شرکت ترکیه ای ترکسل بزرگترین شرکت خدماتی تلفن همراه در آذربایجان را در دست دارد . همچنین در برخی فعالیت های تجاری – اقتصادی ترکیه در آذربایجان نیز سرمایه گذاران اسرائیلی سهیم هستند .
همکاری های امنیتی – اطلاعاتی دولت الهام علی اف با اسرائیل ، تبادل اطلاعات و جلسات مشاوره ای مستمر و تحلیل داده ها ، آموزش نیروهای امنیتی – اطلاعاتی آذربایجان و... را شامل می شود . همچنین اسرائیل از مهمترین صادر کنندگان سلاح های ضد نفر و ضد تانک و ساز و برگ های جنگی هوانوردی به باکو است .
همچنین ارائیل در ترکمنستان نیز اقدام به ایجاد سفارت در این منطقه کرده است و در واقع این تلاش تازه اسرائیل برای گسترش حوزه نفوذ خود در کشورهای آسیای مرکزی با توجه به نزدیکی آنها به ایران ، با روی کار آمدن دولت ائتلافی بنیامین نتانیاهو سرعت بیشتری به خود گرفته است ، کما این که این رژیم قصد دارد علاوه بر گسترش دایره نفوذ خود در کشورهای اطراف ایران ، اعراب را نیز به همراهی با خود وادار کند . تلاش برای متوقف کردن فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران می تواند یکی از دلایل عمده اقدامات اسرائیل علیه ایران باشد . بدون شک حضور ترکمنستان در مسیر ارسال سوخت هسته ای از روسیه به ایران ، زمینه مناسبی برای این رژیم به منظور تلاش برای ممانعت از ادامه فعالیت هسته ای ایران فراهم خواهد آورد .
از فعالیت های دیگر رژیم صهیونیستی در مناطق همجوار ایران می توان به حضور در عراق اشاره کرد ، رژیم اسرائیل در طول 5 دهه قبل از فروپاشی رژیم بعث در سال 2003 ، با توسل به شیوه ها و ابزارهای مختلف به دنبال پیشبرد اهداف خود در عراق بود . به طور کلی می توان گفت که با توجه به شرایط زمانی متفاوت ، اهداف عمده رژیم صهیونیستی درباره عراق در طول دهه های قبل از فروپاشی رژیم صدام حسین شامل موارد زیر بود :
الف) مهاجرت یهودیان عراق به اسرائیل در سالهای اولیه
ب) مهار قدرت منطقه ای عراق از طریق اقداماتی چون همکاری و تجهییز معارضان کرد شمال عراق در مبارزاتشان علیه دولت مرکزی و همکاری با دولت های رقیب عراق مانند ایران زمان شاه و ترکیه .
فروپاشی رژیم بعثی در سال 2003 شرایط حاکم بر این کشور را به کلی متحول ساخت و یکی از مهمترین موانع تحقق اهداف اسرائیل در منطقه از میان برداشته شد . در مجموع می توان اهداف رژیم اسرائیل در عراق پس از صدام را به دو دسته اهداف کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم نمود .
به نظر می رسد که هدف کوتاه مدت این رژیم در عراق ، دامن زدن به وضعیت بی ثباتی و نا امنی در عراق به منظور بهره برداری از شرایط هرج و مرج گونه و فراهم آوردن زمینه های نفوذ میان گروهها و شخصیت های سیاسی موثر در تحولات آینده عراق باشد . از طرفی دیگر ، بی ثباتی و هرج و مرج در عراق افکار عمومی جهانیان را معطوف به تحولات عراق نموده و در نتیجه اسرائیل با فراغ بال بیشتری در اراضی اشغالی به اهداف خود نائل می شود .
اهداف بلند مدت رژیم صهیونیستی در عراق نیز شامل اهداف سیاسی ، اقتصادی و امنیتی است .
هدف سیاسی اسرائیل از حضور در عراق ، ایجاد زمینه های لازم برای افزایش قدرت خود در منطقه نسبت به کشورهای عربی و رقبای منطقه ای خود است . در طول قریب به 5 دهه گذشته دولت عراق همواره یکی از دشمنان اسرائیل بوده و رژیم صهیونیستی نیز با توسل به ابزارهای مختلف درصدد حذف این مانع بوده است . با حمله امریکا و اشغال عراق توسط این کشور ، یکی از دشمنان سر سخت اسرائیل و حامیان مقاومت فلسطین از میان برداشته شد و پیروزی استراتژیکی را نصیب صهیونیست ها کرد .
از طرف دیگر ، حذف صدام منجر به ایجاد خلاء استراتژیک در عراق شد که کشورهای ایران و عربستان ( در رقابت با اسرائیل ) درصدد پر کردن این خلاء به نفع خود هستند . از این رو ، رهبران اسرائیل خود را موظف می دانند که به هر طریقی از شکل گیری دولتی جدید در عراق با تمایلات ضد صهیونیستی و با همان ایده های دولت قبلی ، جلوگیری نمایند . همچنین همسایگی عراق با سه کشور ایران ، ترکیه و سوریه که تمامی آنها از مشکل مشترک اکراد برخوردارند ، فرصت مناسبی را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داده تا با ایجاد روابط نزدیک با کردها ، از آنها به عنوان اهرم فشاری علیه این کشورها بهره برداری نماید .
در مورد هدف امنیتی اسرائیل از حضور در عراق ، ایجاد اهرم بازدارنده در مقابل ایران است ، چرا که حزب الله لبنان با حمایت های همه جانبه جمهوری اسلامی ایران در طول چند دهه گذشته و هم مرز بودن با رژیم صهیونیستی ، همواره به عنوان فشاری بر اسرائیل از سوی جمهوری اسلامی ایران مطرح بوده در حالی که این رژیم از داشتن چنین موقعیتی در مرزهای ایران محروم بوده است.
اسرائیل نه تنها در مرزهای شمال غربی و غرب ایران حضور چشمگیری یافته است که در پاکستان و افغانستان نیز حضوری مسئله ساز برای ایران داشته است . سابقه حضور اسرائیل در افغانستان به خروج نیروهای روسیه از این کشور باز می گردد . ( اواخر دهه 90 ) و در واقع اسرائیل پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی ، در ادامه سیاست نفوذ ، تماسهای خود را با مقامات افغانستان آغاز کرد . در واقع اسرائیل در راستای سیاست حضور در مناطق همجوار ایران ، از زمان تشکیل دولت موقت در افغانستان به ریاست حامد کرزی ، در پی برقرای و گسترش همکاری های تجاری ، اقتصادی و کشاورزی در افغانستان بوده است . شرکت های تجاری و اقتصادی اسرائیل ، همواره از سوی سیاستمداران این کشور برای حضور در افغانستان تشویق شده اند .
سابقه حضور اسرائیل در کشور افغانستان نشانگر آن است که هر چند این رژیم ابتدا با عنوان همکاری های تجاری و کشاورزی وارد می شود اما به مرور ، دایره همکاری ها را به حیطه های امنیتی ، نظامی و اطلاعاتی می کشاند . در واقع اسرائیل در افغانستان به دنبال اهداف خودش می باشد که جلوگیری از رسیدن سلاح های شوروی پیشین به کشورهای عربی ، دریافت سهمی از بازسازی اقتصادی افغانستان و فشار امنیتی بر پاکستان و ایران از جمله مهمترین اهداف استراتژیک اسرائیل از حضور در افغانستان به شمار می رود .
اما در مورد حضور اسرائیل در پاکستان باید گفت که این کشور نسبت به دیگر کشورهای اسلامی دلیل برای ضد اسرائیلی بودن ندارد . به خصوص پس از حوادث 11 سپتامبر و تشکیل ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا بر ضد طالبان در افغانستان ، منجر به تغییر اساسی در رویکرد سیاست خارجی پاکستان گردید و باعث شد روابط اش با اسرائیل و امریکا افزایش یابد و در واقع اسرائیل از این اهرم ، برای فشار قرار دادن ایران استفاده کرده است .
همچنین در مورد حضور اسرائیل در منطقه خلیج فارس و کشورهای عربی جنوبی باید گفت که دلیل آن کنترل و زیر نظر داشتن تحرکات ایران است که بر این اساس می توان به حضور شناورهای جاسوسی این رژیم در خلیج فارس اشاره کرد . علاوه بر این ، حضور سیاسی و اقتصادی اسرائیل در منطقه افزایش یافته و با توجه به توسعه طلبی این کشور ، دخالت صهیونیستها در امور امنیتی خلیج فارس حتی حضور در مراکز آموزشی کشورهای عربی ، امنیت منطقه را بیش از پیش به مخاطره انداخته است .

بهره کلام :

رهبران رژیم صهیونیستی همواره به دنبال موقعیتی مناسب برای پیشبرد اهداف آرمانگرایانه خود در منطقه بوده اند و در راستای تحقق اهداف آرمانی « از نیل تا فرات » و طرح ایده خاورمیانه جدید ، گسترش همکاری های اقتصادی ، و همچنین اعمال سیاست ایران ستیزی و محدود سازی فعالیت های ایران در مناطق همجوار ایران حضور یافتند .
در این راستا ، که ایران به عنوان یکی از مهمترین قدرت های منطقه ای به جایگاه تهدید امنیتی شماره یک دولت یهودی ارتقاء پیدا کرده ، گر چه اسرائیل مرز مشترکی با ایران ندارد ، ولی روابط نزدیک ایران با حزب الله لبنان و گروههای فلسطینی مانند حماس و نیز دست یابی ایران به فناوری هسته ای ، موشک های بالستیک میان برد و همچنین به علت مخالفت مداوم و بی وقفه با سیاست اسرائیل در منطقه ، به مبارزه با سیاست های اسرائیل پرداخته است . به همین خاطر اسرائیل با حضور در مناطق همجوار ایران به اقداماتی علیه ایران و فشار بر ایران روی آورده است .
از دلایل حضور اسرائیل در کشورهای پیرامونی جمهوری اسلامی ایران می توان یه اهمیت این کشورها برای اسرائیل و تثبیت موقعیت اسرائیل برای رسیدن به اهدافش در منطقه اشاره کرد .
علاوه بر آن از اهداف دیگر اسرئیل می توان به مبارزه با اسلام گرایی و تروریسم ، دست یابی به بیشترین اطلاعات درباره ایران ، تلاش برای ایجاد دولت های کوچک که از نظر مذهبی و نژادی با هم تعارض داشته باشند ، در این رابطه می توان به تشکیل دولت های کوچکی که شامل کردهای عراق ،ترکیه و ایران است ، اشاره کرد .
منبع:سايت راسخون
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 10:37  توسط منادی  | 

ردپاي شيطان

نويسنده:داود عليمرادي




بررسی حضور رژيم صهيونيستي در آسياي میانی و قفقاز

در سالهاي دهه 1950 ديويد بن گورين، اولين رئيس جمهور رژيم صهيونيستي در پي ايجاد يك اتحاد خاورميانه اي شامل كشورهاي غيرعربي بود. اين استراتژي كه (( اتحاد پيراموني)) ( Peripheral Aliance ) ناميده مي شد بر اين اصل استوار بود كه سياست خارجي اسرائيل بايد متكي بر كشورهاي پيرامون و غير عرب باشد زيرا اسرائيل به دليل اينكه در محاصره كشورهاي عرب متخاصم قرار دارد امكان توسعه روابط سياسي و اقتصادي را با همسايگان ندارد. اين طرح كشورهايي مثل ايران ، تركيه و اتيوپي را شامل مي شد.با پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1978 ميلادي اين تلاش به شكست انجاميد.از آن به بعد اسرائيل تلاش كرد روابط خود را با هر كشور مسلمان (( ميانه رو )) گسترش دهد تا هم چهره ضد اسلامي اسرائيل از بين برود و هم اين برداشت كه تمام كشورهاي مسلمان عليه اسرائيل متحد شده اند كمرنگ شود.به دنبال سقوط اتحاد جماهير شوروي سابق و ظهور جمهوريهاي جديد در قفقاز و آسياي مركزي، رژيم صهيونيستي تلاش گسترده اي براي نفوذ اقتصادي و سياسي در اين منطقه – كه اكثريت آنرا مسلمانان تشكيل مي دادند – آغاز كرد. هدف اصلي اين تلاشها از ديد اسرائيل پيش گيري از تهديد بنيادگرايي اسلامي و مانع تراشي در برابر گسترش نفوذ عربي و ايراني در جمهوريهاي جديد بود.اسرائيل تلاش مي كرد تا تهديد بنياد گرايي اسلامي را جايگزين خطر كمونيسم كند. دولت اسرائيل در آغاز ديپلماسي و تجارت را بر استفاده از نفوذ داخلي يهوديان در جمهوريهاي جديد آسياي مركزي اولويت داد. بدين ترتيب اسرائيل در پايان سال 1992 كشورهاي آذربايجان، قزاقستان، قرقيزستان و تاجيكستان را به رسميت شناخت و در سال 1993 با تركمنستان روابط ديپلماتيك برقرار كرد. در ژوئن 1992 جامعه دوستي آذربايجان – اسرائيل اجلاسي در حيفا بر پا كرد و درآن خواستار حمايت اسرائيل از دولت آذربايجان در مبارزه اش عليه ارمنستان شد. در سپتامبر همان سال آژانس يهود يك اردوگاه تابستاني براي كودكان قزاقستان و قرقيزستان سازمان داد. در طرف مقابل نيز مقامات سياسي اين كشورها با توجه به نفوذ رژيم صهيونيستي در سياست خارجي و اقتصادي آمريكا، برقراري روابط با اسرائيل را كليد توسعه روابط خويش با آمريكا و بهره گيري از كمكهاي سياسي و اقتصادي آمريكا در عرصه هاي مختلف منطقه اي و جهاني مي دانند. به طور خلاصه اهداف رژيم صهيونيستي در برقراري ارتباط و حضور در آسياي مركزي و قفقاز را مي توان چنين برشمرد:
1- افزايش مشروعيت جهاني و منطقه اي خويش
2- تضعيف عامل دين در مناقشه فلسطين
3- تسهيل مهاجرت يهوديان منطقه به سرزمينهاي اشغالي
4- استفاده از پتانسيل اين كشورها در امور اقتصادي و سياسي در جهت تامين منافع خود در منطقه
5- جلوگيري از گسترش بيداري اسلامي در منطقه
6- دستيابي به سودهاي كلان اقتصادي با سرمايه گزاري در منطقه
7- استفاده از نفت و گاز منطقه براي تامين انرژي مورد نياز خود
8- جلوگيري از توسعه روابط كشورهاي اين منطقه با ايران و نفوذ الگوي حك.متي ايران در منطقه
9- جلوگيري از صدور توان هسته اي كشورهاي اين منطقه بويژه قزاقستان به كشورهاي خاوميانه

رژيم صهيونيستي در آذر بايجان

در مارس 1992 پروازهاي مستقيم چارتر ميان آذربايجان و اسرائيل به طور منظم برقرار شد. اولين ديدار رسمي مقامات آذربايجان از اسرائيل در سپتامبر 1992 صورت گرفت. اسرائيل در فوريه 1993 در باكو سفارت باز كرد.در اوت 1995 يك هيات اطلاعاتي اسرائيل ولرد باكو شد. اين ديدار به عنوان ماموريتي محرمانه براي آموزش ماموران امنيتي جمهوري آذربايجان توصيف شد. در سال 2003 ميلادي اسرائيل دومين پايگاه اطلاعاتي خود را در منطقه جنوبي آذربايجان با نصب دستگاههاي شنود و با هدف جمع آوري اخبار از ايران تاسيس نمود. افرام سنه وزير بهداشت وقت رژيم صهيونيستي در توضيح علل شكل گيري روابط اين رژيم با آذربايجان گفت : (( اسرائيل در توسعه روابط با جمهوري آذربايجان منافع استراتژيك دارد و آذربايجان نيز به همين نحو به اين روابط علاقمند است چون اين روابط قادر است بنياد گرايي نشات گرفته از ايران را ريشه كن كند.))
حضور بنيادها و نهادهاي صهيونيستي در جمهوري آذربايجان بواسطه پارامترهاي متعددي از جمله: اهميت ژئوپلتيكي منطقه قفقاز، جمعيت مسلمان اين جمهوري ، همجواري آن با درياي خزر ، بروز مناقشه قره باغ و وجود منابع نفت و گاز داراي اهميت مي باشد.يكي از نمودها و ابعاد جدي حضور بنيادها و تشكلهاي به ظاهر غير دولتي و مستقل در جمهوري آذربايجان كمك مالي رسمي و غير رسمي آنها جهت ايجاد و شكل گيري خبرگزاريها، نشريات، روزنامه ها و بطور كلي مطبوعات وابسته به آنها بود تا از اين تريبونها اقدام به انتشار اخبار و مطالب مورد نظر گردانندگان اصلي و پشت پرده اين بنيادها در عرصه افكار عمومي مردم اين جمهوري و ساير ساكنين منطقه نمايند.طبيعي است كه منافع مورد نظر اين بنيادها و تشكلها در تعارض آشكار با منافع ساير قدرتهاي حاضر در منطقه اعم از روسيه، ايران و ... مي باشد.
از جمله اين بنيادها و نهادهاي فعال صهيونيستي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1= بنياد جورج سوروس 2= بنياد كمك ملي به دمكراسي 3- انستيتو صلح و دمكراسي آمريكا 4- موسسه رسانه هاي قفقاز 5- تعدادي از موسسات وابسته به تركيه، آلمان، انگلستان و ...
خبرگزاريها و نشريات وابسته به اين نهادهاي صهيونيستي به دليل فلسفه واقعي ايجادشان و تامين كنندگان مستقيم و غير مستقيم مالي شان بيشترين تهاجم و تبليغات رواني را عليه ايران و حركتهاي اسلامي در جهان و منطقه و بطور كلي عليه حضور دين در عرصه سياست داشته اند و با خبرسازي و ايجاد جنگ رواني بويژه در مقولاتي مانند بحثهاي ملي گرايانه، قومي، تجزيه طلبي و ... سعي در اجراي نقشه هاي عوامل پشت پرده خود دارند.به عنوان نمونه مي توان به نوع پوشش خبري و انعكاس وقايع جنگ 33 روزه لبنان و مقاومت مردم و حزب الله لبنان توسط اين خبرگزاريها و نشريات اشاره نمود كه با سكوت معني دار و جهت گيري آگاهانه، روند حوادث را وارونه جلوه داده و به انعكاس غير واقعي و تحريف گونه حقايق اقدام نمودند.
رژيم صهيونيستي پروژه هاي اقتصادي زيادي در جمهوري آذربايجان در دست دارد كه از اين طريق هم به سودهاي كلان اقتصادي مي رسد وهم سلطه سياسي و اقتصادي خود را حفظ مي كند. به عنوان نمونه شركت اسرائيلي سونول ( Sunol ) كه در حال حاضر فعاليت بسياري نيز در صنايع نفت عراق براي تامين سوخت ارتش آمريكا دارد از پرنفوذترين شركتهاي استخراج نفت در آذربايجان است.

رژيم صهيونيستي در آسياي مركزي

آسياي مركزي از نظر ژئو استراتژيكي موقعيت برجسته اي دارد. اين منطقه شامل ازبكستان، تاجيكستان، تركمنستان ، قرقيزستان و قزاقستان است. آسياي مركزي با نزديك به 50 ميليون نفر جمعيت مجموعا نزديك به 10 درصد مساحت قاره آسيا و كمتر از 3 درصد جمعيت اين قاره را به خود اختصاص داده است.

ازبكستان

انجام پروژه هاي اقتصادي محور روابط اسرائيل با ازبكستان مي باشد. رژيم صهيونيستي پروژه بزرگ آبياري قطره اي تحت عنوان (( آيزنبرگ )) را در ازبكستان اجرا كرده است.اولين سفير رژيم صهيونيستي در آسياي مركزي در ازبكستان منصوب شده است.

تاجيكستان

در فوريه 1992 يك هيات اسرائيلي به تاجيكستان سفر كرد و براي انتقال تخصصهاي اسرائيل در كشاورزي و بهره برداري از نفت خام يك توافق امضا كرد. در اوت 1992 نبي اف رئيس جمهور تاجيكستان از آريا لوين سفير اسرائيل در دوشنبه استقبال كرد.

تركمنستان

رژيم صهيونيستي و تركمنستان از سال 1993 روابط ديپلماتيك را آغاز كردند. در 1994 معاون نخست وزير تركمنستان از بيت المقدس و شيمون پرز از عشق آباد ديدار كردند. حجم تجارت ميان تركمنستان و اسرائيل در سال 1995 به 40 مليون دلار رسيد. در اوت 1996 يك شركت اسرائيلي قرار دادي 500 مليون دلاري براي نوسازي پالايشگاه تركمن باشي در تركمنستان امضا كرد.

قزاقستان

نور سلطان نظر بايف در دسامبر 1995 از اسرائيل ديدار كرد. علاوه بر كشاورزي اسرائيل در بخشهاي ديگر از بانكداري گرفته تا ايجاد فروشگاههاي بزرگ و ارتباطات در قزاقستان سرمايه گذاري كرده است.

قرقيزستان

عسكر آقايف رئيس جمهور قرقيزستان طي ديدار از اسرائيل در ژانويه 1993 اين كشور را به رسميت شناخت. قرقيزستان علي رغم اعتراضات كشورهاي اسلامي در بيت المقدس سفارت باز كرد.

نتيجه گيري

حضور و نفوذ اسرائيل در اين منطقه موجب خواهد شد تا علي رغم اشتراكات زباني، فرهمگي ، ديني و تاريخي ايران با اين كشورها ، نفوذ سياسي ايران كاهش پيدا كند و ضمنا با حضور و سرمايه گذاري شركتهاي آمريكايي و اسرائيلي حضور اقتصادي و صنعتي ايران در اين منطقه توسعه نيافته با مشكل مواجه شود. سرمايه گذاري اسرائيل در حوزه هاي نفت و گاز و حمايت از انتقال انرژي منطقه از مسيرهايي به جز مسير ايران موجب شده است تا علاوه بر محروم ماندن ايران از منافع اقتصادي، موقعيت ژئوپلتيكي ايران نيز تضعيف گردد. ضمن آنكه حضور اطلاعاتي و امنيتي اسرائيل در اين منطقه و برخورداري از پايگاههاي شنود راديويي در نزديكي مرزهاي ايران پيامدهاي منفي را براي امنيت ملي ايران در برخواهد داشت.
منبع: سايت راسخون
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 10:36  توسط منادی  |